تبلیغات
مصاف با شیطان - آیا آیه سوم سوره الکافرون بیانگر وجود خدایی جز الله است؟
 
مصاف با شیطان
درباره وبلاگ


وبلاگی که در آن حضور دارید ، برگرفته از وبسایت مصاف با شیطانِ دکتر رائفی پور می باشد.
مطالب این وبلاگ اکثرا از ایمیل های دریافتی از پایگاه اینترنتی مصاف با شیطان دریافت می شود.
امیدواریم با نشر عقاید ضد صهیونیستی ، گامی در جهت پیشبرد اهداف عالی تشیع و ولایت برداشته باشیم .

مدیر وبلاگ : علی اکبر آب خیز
شبهه : به محمد دستور میدهد که به ناباوران بگوید،شما چیزی را نمیپرستید که من میپرستم (سوره کافرون آیه ۳). هرچند سوره های دیگر درقرآن بطور مشخص اشاره میکند که آن ناباوران در واقع خدایی را پرستش میکنند که همان الله است

ادامه مطلب را  از اینجا بخوانید
.

برای پاسخ به این شبهه بهتر است به طور کامل تفسیر سوره مبارکه الکافرون را مطالعه کرد:

سوره الکافرون

شأن نزول:

در روایات آمده است: «این سوره درباره گروهى از سران مشرکان «قریش» نازل شده، مانند «ولید بن مغیره»، «عاص بن وائل»، «حارث بن قیس»، «امیة بن خلف» و… گفتند: اى محمّد! تو بیا از آئین ما پیروى کن، ما نیز از آئین تو پیروى مى کنیم، و تو را در تمام امتیازات خود شریک مى سازیم، یک سال تو خدایان ما را عبادت کن! و سال دیگر ما خداى تو را عبادت مى کنیم، اگر آئین تو بهتر باشد، ما در آن با تو شریک شده ایم، و بهره خود را گرفته ایم، و اگر آئین ما بهتر باشد تو در آئین ما شریک شده و بهره ات را از آن گرفته اى!

پیغمبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: پناه بر خدا که من چیزى را همتاى او قرار دهم!

گفتند: لا اقل بعضى از خدایان ما را لمس کن و از آنها تبرک بجوى، ما تصدیق تو مى کنیم و خداى تو را مى پرستیم!

پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: من منتظر فرمان پروردگارم هستم.

در این هنگام، سوره «قل یا ایها الکافرون» نازل شد، رسول اللّه به مسجد الحرام آمد، در حالى که جمعى از سران «قریش» در آنجا جمع بودند، بالاى سر آنها ایستاد، و این سوره را تا آخر بر آنها خواند، آنها وقتى پیام این سوره را شنیدند کاملاً مأیوس شدند، و حضرت و یارانش را آزار دادند».(۱)

* * *
تفسیر:

هرگز با بت پرستان سر سازش ندارم

آیات این سوره، پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) را مخاطب ساخته، مى فرماید:

«بگو اى کافران» (قُلْ یا أَیُّهَا الْکافِرُونَ).

* * *
«آنچه را شما مى پرستید من نمى پرستم» (لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ).
* * *
«و نه شما آنچه را من پرستش مى کنم، مى پرستید» (وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ).

به این ترتیب، جدائى کامل خط خود را از آنها مشخص مى کند، و با صراحت مى گوید: من هرگز بت پرستى نخواهم کرد، و شما نیز با این لجاجت که دارید و با تقلید کورکورانه از نیاکان که روى آن اصرار مىورزید و با منافع نامشروع سرشارى که از بت پرستان عائد شما مى شود، هرگز حاضر به خداپرستى خالص از شرک نیستید.
* * *
بار دیگر، براى مأیوس کردن کامل بت پرستان از هر گونه سازش بر سر توحید و بت پرستى مى افزاید: «و نه من هرگز آنچه را شما پرستش کرده اید مى پرستم» (وَ لا أَنا عابِدٌ ما عَبَدْتُّمْ).
* * *
«و نه شما آنچه را که من مى پرستم عبادت مى کنید» (وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ).

بنابراین، اصرار بى جا در مصالحه بر سر مسأله بت پرستى نکنید، که این امر غیر ممکن است.
* * *
«حال که چنین است آئین شما براى خودتان و آئین من براى خودم» (لَکُمْ دینُکُمْ وَ لِیَ دینِ).

بسیارى از مفسران تصریح کرده اند: منظور از «کافرون» در اینجا گروه خاصى از سران بت پرستان «مکّه»اند، بنابراین «الف و لام» در «الکافرون» به اصطلاح براى «عهد» است، نه براى «جمع».

ممکن است دلیل آنها بر این مطلب، علاوه بر آنچه در شأن نزول گفته شد این باشد که: بسیارى از بت پرستان «مکّه» سرانجام ایمان آوردند، بنابراین اگر مى گوید: نه شما معبود مرا عبادت مى کنید و نه من معبود شما را، حتماً در مورد آن گروهى از سران شرک و کفر است که تا پایان عمر هرگز ایمان نیاوردند و گرنه، بسیارى از مشرکان به هنگام فتح «مکّه»، فوج فوج وارد اسلام شدند.

* * *
پرسش ها و نکته ها:

در اینجا چند سؤال مطرح است که باید به آن پاسخ گفت:

۱ ـ چرا سوره با فرمان «قل» (بگو) شروع شده است؟

آیا بهتر این نبود گفته شود: «یا ایها الکافرون» بدون این که «قل» در آغاز آن باشد؟

به تعبیر دیگر: پیغمبر(صلى الله علیه وآله) باید دستور خداوند را اجرا کند و جمله «یا ایها الکافرون» را به آنها بگوید: نه این که جمله «قل» را نیز تکرار کند.

پاسخ این سؤال، با توجه به محتواى سوره روشن است; زیرا مشرکان عرب پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) را دعوت به سازش بر سر بت ها کرده بودند. و او مى بایست این مطلب را از خود نفى کند، و بگوید: من هرگز تسلیم شما نمى شوم، و عبادتم را با شرک آلوده نمى کنم اگر کلمه «قل» در آغاز این سوره نباشد، سخن، سخن خدا خواهد شد، و در این صورت، جمله لا اعبد ما تعبدون: «من آنچه را شما عبادت مى کنید نمى پرستم» و امثال آن مفهومى نخواهد داشت.

به علاوه، چون کلمه «قل» در پیام «جبرئیل» از سوى خدا بوده، پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) موظف است براى حفظ اصالت قرآن، آن را عیناً بازگو کند، و این خود نشان مى دهد که ««جبرئیل»» و «رسول اکرم»(صلى الله علیه وآله) در نقل وحى الهى، کمترین تغییرى نداده اند، و عملاً ثابت کرده اند مأمورانى هستند گوش بر فرمان الهى، همان گونه که در آیه ۱۵ سوره «یونس» مى خوانیم: قُلْ ما یَکُونُ لی أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسی إِنْ أَتَّبِعُ إِلاّ ما یُوحى إِلَی:

«بگو من حق ندارم که قرآن را از پیش خود تغییر دهم من فقط از چیزى پیروى مى کنم که بر من وحى مى شود».

* * *
۲ ـ مگر بت پرستان منکر خدا بودند؟

مى دانیم: بت پرستان هرگز خدا را انکار نمى کردند، و طبق صریح آیات قرآن، اگر از خالق آسمان و زمین از آنها سؤال مى شد، مى گفتند: خدا است: «وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللّه».(۲)

پس چگونه در این سوره، مى گوید: «نه من معبود شما را مى پرستم و نه شما معبود مرا»؟

پاسخ این سؤال نیز با توجه به این که بحث از مسأله خلقت نیست، بلکه از مسأله عبادت است، روشن مى شود، بت پرستان خالق جهان را «خدا» مى دانستند، ولى معتقد بودند: باید بت ها را «عبادت» کرد، تا آنها واسطه در درگاه خدا شوند.

یا این که: اصلاً ما لایق این نیستیم که خدا را پرستش کنیم، بلکه باید بت هاى جسمانى را پرستش کنیم، اینجاست که قرآن قلم سرخ بر اوهام و پندارهاى آنها مى کشد، و مى گوید: عبادت باید فقط براى خدا باشد، نه بتها، و نه هر دو!

* * *
۳ ـ این تکرار براى چیست؟

در این که: آیا تکرار نفى عبادت بت ها از ناحیه پیغمبر(صلى الله علیه وآله) و نفى عبادت خدا از ناحیه مشرکان، براى چیست؟ گفتگو بسیار است.

جمعى معتقدند: این تکرار براى تأکید، مأیوس کردن کامل مشرکان، و جدا نمودن مسیر آنها از مسیر اسلام است، و اثبات عدم امکان سازش میان توحید و شرک مى باشد.

به تعبیر دیگر، چون آنها در دعوت پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) به سوى شرک، اصرار مىورزیدند و تکرار مى کردند، قرآن نیز ردّ آنها را تکرار مى کند.

در حدیثى آمده است: «ابو شاکر دیصانى» (از زنادقه عصر امام صادق(علیه السلام)) از یکى از یاران امام صادق(علیه السلام) به نام «ابو جعفر احول» (محمّد بن على نعمانى کوفى معروف به مؤمن طاق) از دلیل تکرار این آیات سؤال کرد و گفت: آیا شخص حکیم ممکن است این چنین تکرارى در کلامش باشد؟

«ابو جعفر احول» چون در اینجا پاسخى نداشت وارد «مدینه» شد، خدمت امام صادق(علیه السلام)رسید، و در این باره سؤال کرد، امام(علیه السلام) فرمود: سبب نزول این آیات و تکرار آن این بود که، «قریش» به رسول خدا پیشنهاد کردند، یک سال تو خدایان ما را بپرست، سال دیگر ما خداى تو را مى پرستیم، و همچنین سال بعد تو خدایان ما را بپرست و سال دیگر (سال چهارم) ما خداى تو را مى پرستیم، آیات فوق نازل شد و تمام این پیشنهادها را نفى کرد.

هنگامى که «ابو جعفر احول» این پاسخ را براى «ابو شاکر» بیان کرد، او گفت: هذا ما حَمَلَهُ الإِبِلُ مِنَ الْحِجازِ!: «این بارى است که شتران از حجاز آورده اند»(۳) (اشاره به این که سخن تو نیست و گفتار امام صادق(علیه السلام) است).

بعضى دیگر گفته اند: این تکرار، به خاطر این است که، یکى ناظر به حال مى باشد و دیگرى ناظر به آینده، یعنى، نه در حال و نه در آینده، هرگز معبود شما را پرستش نمى کنم!

ولى ظاهراً شاهدى براى این تفسیر وجود ندارد.

تفسیر سومى نیز براى این تکرار گفته اند: «اولى» اختلاف در معبودها را بیان مى کند، و «دومى» اختلاف در عبادت را، یعنى نه هرگز معبودهاى شما را مى پرستم، و نه چگونگى عبادت من همچون شما است; زیرا عبادت من خالصانه و خالى از هر گونه شرک است.

به علاوه، عبادت شما از بت ها، از روى تقلید کورکورانه نیاکان است و عبادت من نسبت به خدا، از روى تحقیق و شکر است.(۴)

ولى، ظاهر این است: این تکرار براى تأکید است، همان گونه که در بالا توضیح داده ایم و در حدیث امام صادق(علیه السلام) نیز به آن اشاره شده بود.

تفسیر چهارمى نیز در اینجا وجود دارد و آن این که: در آیه دوم مى فرماید: «آنچه را که شما اکنون مى پرستید من پرستش نمى کنم» و در آیه چهارم مى فرماید: «من در گذشته نیز معبودهاى شما را نمى پرستیدم تا چه رسد به امروز».

این تفاوت با توجه به این که در آیه دوم، «تَعبُدُون» به صورت فعل مضارع و «عَبَدْتُم» در آیه چهارم به صورت فعل ماضى است، بعید به نظر نمى رسد.(۵)

هر چند این تفسیر، فقط تکرار آیه دوم و چهارم را حل مى کند، اما تکرار آیه سوم و پنجم، همچنان به قوت خود باقى است.(۶)

* * *
۴ ـ آیا مفهوم آیه «لکم دینکم…» جواز بت پرستى است؟!

گاهى چنین تصور شده که، آخرین آیه این سوره که مى گوید: «آئین شما براى خودتان، و آئین من براى خودم» همان مفهوم «صلح کل» را دارد، و به آنها اجازه مى دهد بر آئینشان بمانند; چرا که اصرار بر پذیرش آئین اسلام نمى کند!

ولى، این پندار بسیار سست و بى اساس است، زیرا لحن آیات به خوبى نشان مى دهد: این تعبیر، نوعى تحقیر و تهدید است، یعنى آئین شما ارزانى خودتان باد! و به زودى عواقب نکبت بار آن را خواهید دید، شبیه آنچه در آیه ۵۵ سوره «قصص» آمده: وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَ قالُوا لَنا أَعْمالُنا وَ لَکُمْ أَعْمالُکُمْ سَلامٌ عَلَیْکُمْ لا نَبْتَغِی الْجاهِلینَ:

«مؤمنان، هر گاه سخن لغوى را بشنوند از آن روى مى گردانند، و مى گویند: اعمال ما براى ما و اعمال شما براى خودتان، سلام بر شما (سلام وداع و جدائى) ما طالب جاهلان نیستیم»!

شاهد گویاى این مطلب، صدها آیه قرآن مجید است که شرک را در تمام اشکالش مى کوبد، از هر کارى منفورتر مى شمرد، و گناهى نابخشودنى مى داند.

جواب هاى دیگرى از این سؤال نیز داده اند، مانند این که: آیه محذوفى دارد و در تقدیر چنین است: لَکُمْ جَزاءُ دینِکُمْ وَ لِیَ جَزاءُ دینِى: «جزاى دین شما براى شما، و جزاى دین من براى من».

دیگر این که: «دین» در اینجا به معنى جزا است، و آیه نیز هیچ محذوفى ندارد، و مفهومش این است: «شما جزاى خودتان را مى گیرید و من هم جزاى خودم را».(۷)

ولى تفسیر و پاسخ اول مناسب تر به نظر مى رسد.

* * *
۵ ـ او هرگز یک لحظه با شرک سازش نکرد

آنچه در این سوره آمده، در واقع بیانگر این واقعیت است که، توحید و شرک دو برنامه متضاد و دو مسیر کاملاً جدا مى باشد، و هیچ شباهتى با یکدیگر ندارند، توحید، انسان را به خدا مربوط مى سازد، در حالى که شرک او را از خدا بیگانه مى کند.

توحید، رمز وحدت و یگانگى در تمام زمینه ها است، در حالى که شرک، مایه تفرقه و پراکندگى در همه شؤون است.

توحید، انسان را از عالم ماده و جهان طبیعت بالا مى برد، و در ما وراى طبیعت به وجود بى انتهاى الهى پیوند مى دهد، در حالى که شرک، انسان را در چاه طبیعت سرنگون مى سازد، و به موجودات محدود، ضعیف و فانى پیوند مى دهد.

به همین دلیل، پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و تمام انبیاء عظام، نه تنها یک لحظه با شرک سازش نکردند، بلکه نخستین و مهمترین برنامه آنها مبارزه با آن بود.

امروز، نیز همه پویندگان راه حق و علماء و مبلغان این آئین، باید همین خط را ادامه دهند، و در همه جا برائت و بیزارى خود را از هر گونه شرک و سازش با مشرکان اعلام دارند.

این است راه اصیل اسلام.

* * *

خداوندا! ما را از هر گونه شرک و افکار و اعمال شرک آلود بر کنار دار!

پروردگارا! وسوسه هاى مشرکین عصر ما نیز خطرناک است، ما را از گرفتارى در دام آنها حفظ کن!

بارالها! به ما آن چنان شجاعت، صراحت و قاطعیتى مرحمت فرما که همچون پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) هر گونه پیشنهاد سازش با کفر و شرک را رد کنیم!

آمِیْنَ یا رَبَّ الْعالَمِیْنَ

پایان سورهء کافرون(۸)


۱ ـ این شأن نزول را بسیارى از مفسران، با مختصر اختلافى در عبارات، در تفاسیر خود آورده اند، از جمله: «طبرسى» در «مجمع البیان» و «قرطبى» در تفسیرش و «ابوالفتوح رازى» در تفسیر خود و «سیوطى» در «درّ المنثور».

۲ ـ لقمان، آیه ۲۵٫

۳ ـ تفسیر «على بن ابراهیم»، جلد ۲، صفحه ۴۴۵٫

۴ ـ بنابراین تفسیر، «ما» در آیه دوم و سوم «موصوله» است، و در آیه چهارم و پنجم «مصدریه» است (این وجه را «ابوالفتوح رازى» به عنوان یکى از تفسیرهاى آیه در جلد ۱۲، صفحه ۱۹۲ آورده، و مرحوم «طبرسى» نیز ذیل آیات مورد بحث به آن اشاره کرده است).

۵ ـ بنابراین «عابد» که اسم فاعل است نیز در این آیه باید معنى ماضى بدهد.

۶ ـ ضمناً باید توجه داشت: «ما موصوله» هر چند غالباً براى غیر ذوى العقول مى آید، بسیار دیده شده که در ذوى العقول نیز به کار مى رود، آیات قرآن نیز شاهد بر این مدعى است.

۷ ـ ضمناً، باید توجه داشت: «دین» در جمله «وَ لِىَ دِیْن» مکسور است و کسره آن، دلالت بر یاء محذوف مى کند، و در واقع «وَلِىَ دِیْنِى» است.

۸ ـ تصحیح: ۲۳ / ۳ / ۱۳۸۳٫

 

ajax loader


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دوشنبه 7 تیر 1395 10:18 ب.ظ
سلام

وبلاگ خیلی زیبایی داری!

به منم سر بزن!

منتظرم!


یکشنبه 28 تیر 1394 08:40 ق.ظ
سلام وبتون عالیه اگر با تبادل لینک موافق بودین بی خبرم نذارین!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی